العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

53

شرح كشف المراد ( فارسى )

اصل هشتم : تعريف هريك از دور و تسلسل و اقسام آنها و ابطال آن دو كه پيش از اين در بيان اصول برهان امكان و وجوب به تفصيل گفته شد و نيازى به ذكر نيست . اصل نهم : دربارهء ماهيت و حقيقت جسم ميان فلاسفه و متكلمين اختلاف است و در اين باب چند نظريه وجود دارد : 1 . جسم در حقيقت مركب است از اجزاى صغار صلبه غيرمتناهى كه اين اجزاى صغار قابل تقسيم نبوده و بالفعل موجودند ؛ يعنى اين اجسامى كه ما در خارج به هم پيوسته مىبينيم در واقع از هم گسسته و جداى هستند ؛ شبيه اجزاى آرد ، منتهى اجزاى آرد درشت بوده و قابل رؤيت است به خلاف اجزاى جسم . ( قول نظام كه از متكلمين عامه است ) 2 . جسم مركب است از اجزاى صغار صلبه متناهى يعنى جسم بالفعل داراى اجزاى و انقسامات متناهى است و آن اجزاى صغار ، لا يتجزى بوده و قابل قسمت نيستند . ( قول جمهور متكلمين ) 3 . جسم يك واحد متصل و به هم پيوسته است و تا بىنهايت قابل تقسيم است ، ولى اين انقسامات را بالفعل ندارد . ( اين قول به مشهور حكما نسبت داده شده ) 4 . جسم يك واحد متصل و به هم پيوسته‌اى است كه به اجزاء متناهى قابل تقسيم است ، يعنى به حدى مىرسد كه اين تقسيم پايان‌پذير است . ( قول منسوب شهرستانى ) 5 . جسم يك واحد متصل بسيط است و ذات الاجزاء نيست . ( قول خواجهء طوسى ) اقوال ديگرى هم وجود دارد ، منتهى غرض اصلى ما كه حقيقت جسم عند المتكلمين باشد روشن شد . اصل دهم : برهان حدوث و برهان حركت فرق‌هايى دارند كه عبارت‌اند از : 1 . برهان حركت با قدم زمانى عالم قابل جمع است و از قضا خود ارسطو كه برهان حركت را اقامه كرده ، طرف‌دار قدمت زمانى عالم است . به عقيدهء ارسطو ، عالم وجود حادث و مخلوق نيست ، قديم و ازلى و ابدى است و حركت موجودات هم لا يزال